موضوع: "نکات ناب وجالب"

طلاق و چگونگى آن
چهارشنبه 95/08/19
در اسلام، مبغوضترين حلالها، طلاق است. پيامبر گرامى اسلام مىفرمايد: ازدواج كنيد و طلاق ندهيد كه با
طلاق، عرش خدا به لرزه در مىآيد: «تزوّجوا و لا تطلّقوا فانّ الطلاق يهتزّ منه العرش»البته طلاق يك راه حلّ و
گاهى ضرورت است.
در مورد چگونگى طلاق چند نظريه وجود دارد:
الف) طلاق، بايد به راحتى قابل انجام و بدون هيچ قيدى باشد كه اين امر مورد سوء استفاده افراد هوسباز و
عيّاش قرار مىگيرد، و زن را فقط براى هوسهاى زود گذر خود مىخواهند.
ب) طلاق بايد به كلّى ممنوع باشد كه كليسا طرفدار اين نظريه است. در حالى كه ممنوعيّت طلاق سبب
مىشود تا مردان و زنانى كه با هم توافق ندارند، تا پايان عمر بسوزند و بسازند و يا مخفيانه همسر ديگرى اختيار
كنند.
د) طلاق بايد به دست زن باشد. در اين فرض آمار طلاق بالا مىرود، زيرا زنان عاطفىتر و زود رنجترند و در برخورد
با مشكلات زندگى، اقدام به طلاق مىكنند و زندگىهاى بسيارى به اندك رنجى از هم متلاشى مىگردد.
ه) طلاق بايد به دست مرد باشد؛ امّا در چارچوب قانون و با نظارت كامل حاكم اسلامى كه مسئول جلوگيرى از
ظلم وبرقرارى عدالت است. البتّه در مواردى كه زن متقاضى طلاق است، حاكم اسلامى به تقاضاى او رسيدگى
كرده و در صورت لزوم، حكم به طلاق و جدايى مىدهد.
در اسلام، طلاق بايد تابع شرايط و قوانين خاص باشد و به مسائل اخلاقى پاى بند باشد.

دادگاه خانواده
چهارشنبه 95/08/19
اين آيه، براى رفع اختلاف ميان زن و شوهر، و پيشگيرى از وقوع طلاق، يك دادگاه خانوادگى را با امتيازات زير مطرح
مىكند:
1. داوران، از هردو فاميل باشند تا سوز، تعهّد وخيرخواهى بيشترى داشتهباشند.
2. اين دادگاه، نياز به بودجه ندارد.
3. رسيدگى به اختلاف در اين دادگاه، سريع، بدون تراكم پرونده و مشكلات كارِ ادارى است.
4. اسرار دادگاه به بيگانگان نمىرسد ومسائل اختلافى در ميان خودشان مىماند.
5. چون داوران از خود فاميلند، مورد اعتماد طرفين مىباشند.
براى حل همه مشكلات، انتخاب داور جايز است. امام باقرعليه السلام در پاسخ اعتراضى كه به پذيرش حكميّت
در صفّين براى حضرت علىعليه السلام بود اين آيه را تلاوت فرمودند.
از امام صادقعليه السلام دربارهى «فابعثوا حَكماً…» سؤال شد، حضرت فرمود: حَكمين نمىتوانند به طلاق
وجدايى حكم كنند، مگر آنكه از طرفين اجازه داشتهباشند.

آداب ورود به خانه ى ديگران
چهارشنبه 95/08/19
معناى «اِستيناس» اجازه خواستن و اعلام ورود است كه به گفتهى روايات مىتواند با ذكر خدا باشد و يا صداى پا و
سلام كردن و امثال آن.
شخصى از پيامبرصلى الله عليه وآله پرسيد آيا براى ورود به منزل مادرم اجازه بگيرم؟ فرمود: بله، گفت: در خانه
جز او كسى نيست و جز من خادمى ندارد! حضرت فرمود: آيا دوست دارى مادرت را برهنه ببينى؟ گفت نه. فرمود:
پس اجازه بگير.
در روايتى ديگر آمده است كه پيامبرصلى الله عليه وآله از ورود مردان به خانه زنانى كه اولياى آنان حضور ندارند
نهى فرمود.
در روايات مىخوانيم: اجازه گرفتن سه مرتبه باشد تا اهل خانه فرصت جمع و جور كردن خود را داشته باشند.
(البتّه اجازه گرفتن براى ورود به خانه ديگران است، ولى انسان مىتواند سرزده به خانه خود وارد شود.) وبراى
نجات غريق و مظلوم و مورد آتش سوزى، اجازه لازم نيست.
پيامبراكرمصلى الله عليه وآله هرگاه مىخواست وارد منزلى شود، براى اجازه گرفتن، روبروى در خانه نمىايستاد
بلكه سمت راست يا چپ مىايستاد تا نگاه مباركشان به داخل خانه نيفتد.

انواع خانواده ها در قرآن
چهارشنبه 95/08/19
1. زن و شوهرى كه همفكر و همگام در كار خير هستند. (همچون حضرت على و حضرت زهراعليهما السلام)
«يطعمون الطعام»
2. زن و شوهرى كه در خباثت همفكر و همگام هستند. (ابولهب و همسرش) «تبت يدا ابى لهب… وامرأته حمّالة
الحطب»
3. خانوادهاى كه مرد خوب؛ امّا زن بد است. (زن لوط و نوح) «كانتا تحت عبدين… فخانتاهما»
4. خانوادهاى كه مرد بد؛ امّا همسر خوب است. (زن فرعون) «مثلاً للّذين آمنوا امرأة فرعون»

نمونه هاى تاريخى جلو افتادن از انبيا
چهارشنبه 95/08/19
يَآ أَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تُقَدِّمُواْ بَيْنَ يَدَىِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَاتَّقُواْ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! (در هيچ كارى) بر (حكم) خدا و پيامبر او پيشى نگيريد و از خداوند پروا كنيد، كه
خداوند شنوا و دانا است.
به چند نمونه تاريخى از پيشى گرفتن بر پيامبر كه در تفاسير و روايات آمده، توجّه كنيم:
1- در عيد قربان، گروهى قبل از پيامبر صلى الله عليه وآله قربانى كردند، به آنان گفته شد: «لاتقدّموا بين يدى
اللَّه و رسوله»
2- پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله گروهى را براى تبليغ نزد كفّار فرستاد. كفّار نمايندگان پيامبر را كشتند و تنها
سه نفر توانستند فرار كنند. اين سه نفر در مسير بازگشت دو نفر از كفّار قبيلهى بنىعامر را به انتقام كشته
شدن دوستان خود كشتند، در حالى كه آن دو نفر بىتقصير بودند. قرآن آنان را به خاطر اين عمل خودسرانه توبيخ
كرد كه چرا بدون دستور پيامبر دست به اين عمل زديد؟ «لاتقدّموا بين يدى اللَّه و رسوله»
3- قوم بنىتميم از پيامبر صلى الله عليه وآله امير و حاكم خواستند. خليفهى اوّل و دوّم هر كدام شخصى را
پيشنهاد كردند و با هم مشاجره مىكردند كه كانديداى من بهتر است، آيه نازل شد: «لاتقدّموا بين يدى اللَّه… و
لاترفعوا اصواتكم»
4- امام معصومعليه السلام به شخصى فرمود: اين دعا را بخوان: «لااله الاّ اللّه…» تا آنجا كه مىفرمايد: «يُحيى و
يُميت». شنونده از پيش خود جملهاى اضافه كرد و گفت: «و يميت و يحيى» حضرت فرمودند: جملهى تو صحيح
است، امّا آنچه من مىگويم بگو و سپس آيهى «لاتقدّموا بين يدى اللَّه و رسوله» را براى او تلاوت فرمودند.
5 - بعضى اصحاب پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله خواب و خوراك و آميزش با همسر را بر خود حرام كردند.
حضرت ناراحت شده و مردم را جمع كرده و فرمودند: من خودم غذا مىخورم، مىخوابم و با همسرم زندگى
مىكنم. راه و روش و سيرهى زندگى من اين است، پس هر كس از اين راه پيروى نكند، از من نيست. «فمَن رَغِب
عن سنّتى فليس منّى»
6- با اين كه پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله ازدواج موقّت را شرعى و قانونى اعلام فرمودند، امّا خليفهى دوم آن
را حرام كرد. اين خود، نوعى پيش افتادن از پيامبرصلى الله عليه وآله است كه در اين آيه از آن نهى شده است.
«لاتقدّموا بين يدى اللَّه و رسوله»
7- در سال هشتم هجرى كه پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله براى فتح مكه از مدينه حركت كردند، بعضى از
مسلمانان در اين سفر روزه خود را افطار نكردند، با اين كه مىدانستند مسافر روزه ندارد و مىديدند كه پيامبر
صلى الله عليه وآله افطار كرده است. اينها در واقع از پيامبرصلى الله عليه وآله پيشى گرفتند.