هذیان


دل من می گوید

که جهان باقی نیست

و زمان

عطر پریشان گلی است

که در این همهمه ها خواهد مرد

به کجا خواهم رفت؟

در کجا خواهم بود؟

چه کسی گریه پنهان شقایق ها را

پشت دیوار دلم

زمزمه کرد!

آه…

ای کاش جهان می فهمید

خنده های گل سرخ

رنگ آبی دارد.

زمزمه ای به رنگ آبی آسمان


 

باز امشب دلم به وسعت تنهایی ات گرفته و غمگین است و بغض گنجشگک قلبم، صحن خلوت دل را غرق غم کرده است. امشب تاریکی از چشمان آسمان می بارد و دست سرد آینه ها، ستارگان بی فروغ دلم را نوازش می کند.

خسته ام، خسته تر از پروانه های شکسته بال، خسته تر از پرنده های مهاجر، چشم خود را هر صبح و شام به آن طرف پنجره ها دوخته ام و منتظر و چشم به راهم. منتظر صبحی که با نفس تو عطرآگین شود و با حضور تو هرگز سرخی غروب را تجربه نکند. دلم که می گیرد، مرغ آتش می شوم؛ می روم بر سر کوهی که تو را در قلب آبی آسمان ببینم. ای سرو بستان محمدی! ای تنها سرمایه عشق الهی! از تو گفتن، غروب و غربت و انتظار را به یادم می آورد. غرق شدن در خیالت، خاطره خوب پرواز را به من می آموزد. تو را چگونه بخوانم که شایسته وجود نازنینت باشد. افسوس که زبان دل از گفتنت قاصر است و چه خوش گفت، در وصف تو، حافظ:

 

روز اول که سر زلف تو دیدم، گفتم
که پریشانی این سلسله را آخر نیست
 

 

درخت نخل درخت عجیبی است

🔰ﺩﺭﺧﺖ ﻧﺨﻞ ﺩﺭﺧﺖ ﻋﺠﯿﺒﯽ ﺍﺳﺖ…

وقتی نخلی را می خواهند قطع کنند میگویند بکُشش!

ﺟﻨﻮﺑﯽ ﻫﺎ بیشتر میدانند ﮐﻪ ﭼﻪ میگویم.
انگار این درخت ﭼﯿﺰﯼ ﺷﺒﯿﻪ ﺑﻪ ﺁﺩﻣﯿﺰﺍﺩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﯽ ﺟﻬﺖ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﻭﺍﺣﺪ ﺷﻤﺎﺭﺵ ﺁﻥ همچون ﺁﺩﻣﯿﺎﻥ، ﻧﻔﺮ ﺍﺳﺖ.

🔰ﻧﺨﻞ ﺗﻨﻬﺎ ﺩﺭﺧﺘﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺳﺮﺵ ﺭﺍ ﻗﻄﻊ ﮐﻨﯽ میمیرد، ﺑﺮ ﺧﻼﻑ ﻫﻤﻪ ﺩﺭﺧﺖ ﻫﺎ ﮐﻪ ﺳﺮﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﮐﻪ میزنی ﺑﺎﺭ ﻭ ﺑﺮﮒ ﺷﺎﻥ ﺑﯿﺶ ﺗﺮ ﻫﻢ میشود.

ﺍﻣﺎ ﻧﺨﻞ، ﻧﻪ ! ﺳﺮﺵ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻗﻄﻊ ﮐﺮﺩﯼ میمیرد
ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺭﯾﺸﻪﺍﺵ ﺩﺭ ﺧﺎﮎ ﺳﺎﻟﻢ ﺑﺎﺷﺪ، ﻧﺨﻞِ ﺑﯽ ﺳﺮ میمیرد!

⭕️ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﺜﻞ ﺩﺭﺧﺖ ﻧﺨﻞ ﺍﺳﺖ.

ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺭﯾﺸﻪ ﺍﺕ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺳﺎﻝ ﺩﺭ ﺧﺎﮎ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺍﺳﺖ،
ﻣﻬﻢ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺳﺮﺕ ﻫﻢ ﺳﺎﻟﻢ ﺑﺎﺷﺪ! ﯾﻌﻨﯽ ﻧﻤﻮﺩ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﺕ ﻫﻢ ﺳﺎﻟﻢ ﺑﺎﺷﺪ.

⭕️ ﺍﮔﺮ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﯼ ﺑﯿﻤﺎﺭ ﺷﺪ، ﺁﻥ ﻓﺮﻫﻨﮓ میمیرد، ﻭﻟﻮ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺳﺎﻝ ﺭﯾﺸﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ…

پس ما به چه می نازیم!

آثار ترک وظایف والدین نسبت به اولاد

فرزندان، مایه آزمایش والدین هستند.

وَ اعْلَمُوا أَنَّما أَمْوالُکمْ وَ أَوْلادُکمْ فِتْنَةٌ وَ أَنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِیمٌ.[1]

بدانید اموال و اولاد شما وسیله آزمایش است و پاداش عظیم کسی که از عهده امتحان برآید نزد خداوند است.

إِنَّما أَمْوالُکمْ وَ أَوْلادُکمْ فِتْنَةٌ وَ اللَّهُ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِیمٌ.[2]

اموال و فرزندانتان وسیله آزمایش شما هستند و اجر و پاداش عظیم، نزد خداوند است.

این دو آیه شریفه، اشاره به نکته ای مهم دارند و آن اینکه اموال و اولاد، وسیله و ابزار آزمایش هستند و آدمی بدان ها در محک آزمون قرار می گیرد.

موفقیت در این امتحان، بستگی به نوع ارتباط آدمی با آنها دارد، و بنابراین هرگونه افراط در عشق و محبّت به اولاد و علاقه و وابستگی به آنها نوعی شکست در این امتحان محسوب می شود.

علاوه اینکه تفریط و بی توجهی به اولاد و انجام ندادن وظایف خود در مقابل فرزندان نیز شکستی بزرگ در امتحان الهی بوده و سرانجام تلخی خواهد داشت.

آری، همان طوری که بی احترامی فرزندان به والدین موجب عاق آنها می شود، والدین نیز اگر وظایف خود را انجام ندهند، عاق فرزندان می گردند.

قال رسول الله صلی اللَّه علیه و آله: یلْزَمُ الْوالِدَینِ مِنَ الْعُقُوقِ لِوَلَدِهِما ما یلْزَمُ الْوَلَدُ لَهُما مِنْ عُقُوقِهِما.[3]

همان طوری که پدر و مادر می توانند عاق فرزند نمایند فرزند هم می تواند والدین را عاق کند.

و عاق فرزند، مورد عنایت خداوند قرار نخواهد گرفت.

فرزندان در دستان پدر و مادر امانتند، امانات را بایستی اکرام و احترام کرد و سالم به مقصد رسانید. خداوند متعال برای اکرام به امانت خویش ثوابی عطا می فرماید که قابل قیاس با هیچ چیزی نیست.

قال رسول اللَّه صلی اللَّه علیه و آله: انَّ فی الْجَنَّةِ داراً یقالُ دارُ الْفَرَحِ لا یدْخُلُها الّا مَنْ فَرَّحَ الصِّبْیانَ.[4]

بهشت را جایگاهی است که آن را جایگاه فرح می گویند و وارد آن نمی شود مگر کسی که بچه ها را خوشحال کرده باشد.

 

سینه زنی در کلیسا


در سفری که به همراه خانواده به یکی از کشورهای اروپایی داشتم، روز یکشنبه به کلیسایی که در نزدیکی محل سکونتمان بود، رفتیم. مراسم دعا و موعظه به پایان رسید. سپس کشیش جوانی شروع به خواندن مطالبی شبیه روضه های ما شیعیان کرد و مردم هم مشغول سینه زنی شدند. من از این عمل آن ها بسیار تعجب کردم؛ زیرا سینه زنی جزء آیین شیعیان است، پس چگونه است که این رسم سر از کلیسا درآورده؟

پس از پایان عزاداری، به دیدن آن کشیش رفتیم و از چگونگی پیدایش این گونه عزاداری سؤال کردیم. وی گفت: من مدت ها بود که احساس می کردم مراسم کلیسا تکراری و بی روح شده است، به همین دلیل دنبال راهی برای ایجاد جذابیت در برنامه های کلیسا بودم تا این که به ایران آمدم و 2 سال در تهران، در روز عاشورا مراسم عزاداری شیعیان را از نزدیک دیدم. سپس به لبنان و سوریه رفتم و شبیه این مراسم را در آنجا دیدم. بنابراین از مراسم عزاداری آن ها در عزاداری برای حضرت عیسی الگوگیری کردم و چند کلیسای دیگر نیز این روش را از ما تقلید کردند و جالب است بدانید که حضور جوانان در کلیساهایی که از این نوع عزاداری الگو برداری کرده اند، چندین برابر شده و همچنین فساد در آن مناطق به گونه چشم گیری کاهش پیدا کرده است!

هدی مقدم (برگرفته از نشریه طلیعه، ص 6)